تبليغاتX
همسایه ی باران و موسیقی -
هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست ، که من به زندگی نشسته ام . . .

ديري دربند نشست اين گريزپا

ديري مي هراسيد از زندانبان چوب به دست

اكنون هراسان راه خويش را مي رود

هر چيز او را به سكندري مي افكند

حتي سايه ي يك چوب دست

آري ! حقيقت دردناك است ، اما نه به خودي خود ، بلكه از آن رو كه ايماني را نابود مي كند
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 23:6  توسط رو به غروب | 
 
http://www.persianupload.com/download.xjoshandeep?file=5601004 ---------------------------------------------------------------------------------------------------------