تبليغاتX
همسایه ی باران و موسیقی
هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن خود برنخاست ، که من به زندگی نشسته ام . . .
جناب استاد سید علی صالحی . . . !

با عرض شرمنده گی باید بگویم :

دیگر هیچ دیداری نمی تواند

سرآغاز پرسه ای غریب در کوچه باغ باران شود

حالا همین مردمان ساده ی بی نصیب

نه هوای تازه می خواهند 

نه تبسمی بی سبب

و نه حتی اندکی حقیقت نزدیک به زندگی . . .

لطفاً شعر جدیدی درباره ی زنگ تفریح بسرایید

ارادتمند شما

رو به غروب . . .

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 12:48  توسط رو به غروب | 
 
http://www.persianupload.com/download.xjoshandeep?file=5601004 ---------------------------------------------------------------------------------------------------------